تاریخچه مشت زنی

ورزش مشت زني قدمتي بيش از نخستين دوره‌هاي المپيک باستان دارد. شايد تولد اين ورزش زماني صورت گرفت که انسان ماقبل تاريخ با شگفتي و هراس فراوان ببر تيز دنداني را در برابر خود يافت و براي دفاع از جان خويش سنگي از زمين برداشت و مأيوسانه به دندان ببر کوفت. نخستين ضربه مشت بشر اوليه بصورت «سوينگ» يا ضربه دوراني بوده است. اين مطلب را کتيبه نويسان مصر باستان در چهار هزار سال پيش از ميلاد بوسيله ترسيم تصاوير سربازان فرعون در حال مشت زدن با مشت پناه يا چيزي شبيه دستکش بوکس- البته نه پنجه بوکس- نشان داده‌اند. بقیه در ...
ادامه نوشته

نوروز شيراز با عطر بهار نارنج

شيراز - خبرنگار «ايران»: استان فارس امسال نيز همچون سال هاي گذشته خود را براي ميزباني شايسته از گردشگران نوروزي آماده مي كند
ادامه نوشته

هر چه که باید در مورد قند ها بدانید

قندها نيز دسته اي از درشت مغذي ها هستند که در تغذيه آدمي از اهميت بسيار بالايي برخوردار هستند. اين دسته از مواد غذايي که مزه اي شيرين نيز دارند، به دليل همين مزه شيريني که دارند، بيشتر از چربي ها و پروتئينها شناخته شده اند. کربوهيدراتها از اتمهاي کربن، هيدروژن و اکسيژن تشکيل شده اند. اين دسته از مواد غذايي را مي توان منبع اصلي انرژي و سوخت بدن دانست. ميانگين مصرف قند در کشور آمريکا براي هر مرد آمريکايي در حدود 300 گرم در روز و براي هر زن آمريکايي در حدود 150 گرم در روز است. هرگرم از قندها همانند پروتئينها در حدود 4 کالري انرژي آزاد مي کند. در رژيم غذايي آمريکايي ها نه تنها سديم فراوان يافت مي شود بلکه ميزان قند مصرفي آنها نيز بيش از ميزان مجاز است. علت چاقي اغلب آمريکايي ها را نيز بايد در مصرف افراطي قند و چربي جستجو کرد. ...
ادامه نوشته

نوروز بزرگترين جشن ملى ايرانيان سابقه اى هزاران ساله دارد. از گذشته هاى دور آريايى هاى ساكن در فلات ايران روز اول سال و آغاز بهار را به برگزارى مراسم ويژه و توأم با سرور و شادمانى اختصاص مى دادند. برخى پژوهشگران ، ريشه تاريخى اين جشن را به »جمشيد پيشدادى» نسبت مى دهند و نوروز را »نوروز جمشيدى» مى خوانند.
ادامه نوشته

گزارش ماركا از انتخاب علي دايي

خبرگزاري فارس: روزنامه ماركا در گزارشي نوشت: علي دايي كه به نظر مي رسيد به عنوان دستيار و مترجم كلمنته فعاليت كند، سرمربي تيم ملي ايران شد. به گزارش خبرگزاري فارس، خوان كاسترو نويسنده بخش خاور ميانه روزنامه ملي ماركا در مقاله اي نوشت: پس از گذشت يك ماه و نيم بالاخره تيم ملي ايران مربي خود را شناخت و علي دايي كه گويا در كشور خود خيلي محبوب است به اين سمت رسيد. در واقع به نوعي كمك مربي كلمنته انتخاب شد و از اين پس مهاجم سابق بايرن مونيخ، تيم ملي ايران را به سمت جام جهاني هدايت مي كند. در ادامه اين گزارش آمده است: مشخص نيست كه مقامات فدراسيون فوتبال ايران براي چه كلمنته را انتخاب و پس از او چند نام ديگر را نيز مطرح كردند؛ اما در نهايت نامي را معرفي كردند كه هرگز مد نظر آنها نبود. علي دايي يك مهاجم بزرگ و تكرار نشدني در فوتبال ايران است كه تجربه بسيار بالايي در عرصه بين الملل دارد و مي تواند تمام اين تجربيات ارزشمند را به ملي پوشان خود انتقال دهد. كاسترو در ادامه نوشت: دايي مسئوليت بسيار بزرگي بر دوش دارد و اكنون مردم ايران از وي انتظار دارند با قبول اين مسئوليت كاري كند كه مدت هاست در در حسرت وقوع آن به سر مي برند. اتفاقي كه مي شود آن را در اين جمله خلاصه كرد: "فوتبال ايران آقاي فوتبال آسيا است."

اظهار نظر عابدزاده و عزیزی واسه انتخاب وی :

عابدزاده: با اين انتخاب، راه جام‌جهانى هموارتر شد احمدرضا عابدزاده به محض شنيدن خبر انتخاب على دايى به عنوان سرمربى جديد تيم‌ملى گفت: مبارک است دايى به عنوان يکى از بهترين بازيکنان فوتبال ايران مى‌تواند در تيم‌ملى منشأ خير و خدمات زيادى باشد. منتهى بايد به وى اطمينان کنند. احمدرضا در اين زمينه افزود: تجربه ثابت کرده است حمايت منطقى مسئولان امر پشتوانه موفقيتهاى آتى تيم‌ملى است و على دايى اين پتانسيل را دارد که حمايت مسئولان را در پى داشته باشد. عابدزاده در پايان حرفهايش هم خاطرنشان ساخت: تصور مى‌کنم با اين انتخاب، راه صعود به جام‌جهانى هموارتر شد و حالا مى‌توان اميدوارانه‌تر درخصوص آينده تيم‌ملى کشورمان حرف زد. خداداد: هر چند راضى نبودند، ولى انتخابشان بسيار درست بود زوج على دايى در خط حمله تيم‌ملى يعنى خداداد عزيزى که حالا او هم مثل خود دايى يک مربى است، از حضور دايى در رأس کادرفنى تيم‌ملى ابراز خرسندى کرد. خداداد عزيزى در همين خصوص به خبرورزشى گفت: على دايى در دوره طولانى و پرافتخار فوتبالى‌اش تمام مدارج را طى کرده و به اندازه يک مربى مجرب، تجربه کسب کرده است و مى‌تواند به خوبى تيمى که چندين سال در آن حضور داشته است را هدايت کند. حماسه‌ساز ملبورن ادامه داد: هر چند مى‌دانم بسيارى از انتخاب‌کنندگان سرمربى تيم‌ملى ، راضى به انتخاب او نبودند اما انتخابشان بسيار درست است و در واقع اين، بهترين کار فدراسيون فوتبال در ماههاى اخير بوده است. به هر حال بايد بدانيم على دايى افتخار و سمبل فوتبال ايران بوده و بهترين انتخاب داخلى‌ماست. خداداد گفت: موفقيت دايى يعنى موفقيت تيم‌ملى و نسل ما، اگر او نتيجه بگيرد مربيان جوان هم پيشرفت کرده و جايگاههاى خوبى مى‌گيرند و ناکامى او هم باعث متضرر شدن کل فوتبال است، پس به خاطر فوتبالمان بايد کمک کنيم تا دايى موفق شود.

تاریخچه ی تقلب کردن

تاريخچه‌ تقلب از جايي شروع مي شود که...
ادامه نوشته

زندگینامه کاکا

نام : ريکاردو ايزاکسون داس سانتوز ليته Ricardo izecson dos santos leite ملقب به کاکا(kaka) ميزان تحصيلات: ديپلم سن: 24- 1982/4/22 در برازيلياي برزيل Brasilia the capital of Brasil دين: مسلمان خانواده: پدر و مادر و يک برادر داره. نام پدر : بوسکو ايزاکسون پريرا ليته. Bosco izacson priera leite مهندس راه و ساختمان نام مادر: سيمون کريستيانو داس سانتوز ليته.Simon cristiano dos santos leite ، دبير زيست شناسي نام برادر: رودريگو ايزاکسون داس سانتوز ليته .Rodrigo izecson dos santos leite، فوتباليست در تيم ريميني rimini ايتاليا در سري B ملقب به دياگو ( Diago) رنگ مورد علاقه: سفيد آشاميدني مورد علاقه:آب بازيگر مورد علاقه: جوليا رابرتز، تام هنکس فیلم مورد علاقه:گلادیاتور.تروی کتاب مورد علاقه: انجيل موسيقي : موسيقي کليسا متاهل و نام همسرش کارولين سليکو (caroline celico) دختر مدير نمايندگي شرکت کريستين ديور در برزيل که در حال حاضر 18 سالشه و ديپلم داره متولد: 1987//26 که با اين ميزان تحصيلات مي خواد وارد تجارت بشه در سن 16 سالگي با کاکا نامزد شدند و 2005/12/23 در هتل هايت سائوپائو لو که اولين بار همديگر رو اونجا ديده بودند با هم ازدواج کردند. علاوه بر این کارولین اضافه بر پرتغالی که زبان مادریشه به زبان های انگلیسی، اسپانیایی، فرانسوی،ایتالیایی مسلطه. باشگاه فعلي: آث ميلان ايتاليا در عرصه ملي: در جام جهاني 2002 حدود 19 دقيقه مقابل کاستاريکا بازي کرد . و در اولين بازي مقدماتي جام جهاني مقابل بوليوي( Bolivia) همون اولين لحظه اي که توپ به پاهاش خورد گل زد که اين گل پيروزي بخش تيم ملي برزيل بود. در 30 سپتامبر سال 2000 در حاليکه مي خواست به خونه ي پدرو مادر بزرگش بره در استخر روي دايو پرش يک لحظه تعادلش رو از دست داد و با کناره ي استخر برخورد کرد که در اثر اين برخورد شش مهره ي ستون فقراتش شکست.اين حادثه او را در آستانه ي ترک فوتبال قرار داد اما به اعتقاد خودش با اعتقاد به خدا و عيسي مسيح(ع) سلامتي خودش رو به دست آورد چون در اون زمان وقت بيشتري براي خوندن کتاب هاي ديني داشت.و در حال حاضر هم بعد از هر گل دستانش رو به سمت آسمان بلند مي کنه و از مسيح تشکر مي کنه و خلاصه انسان بسيار معتقديه .

مصاحبه ی کاکا

كاكا : مسيح مرا نگاه مي كند!
ادامه نوشته

نوروز در گستره جغرافيا

در فرهنگ و سنن هر قوم و ملتي، روزهايي وجود دارد كه ريشه تاريخي وفرهنگي داشته و جلوه اي از باورهايي است كه حتي تا مقدسات ديني و مذهبي آنها پيش رفته و هويت فرهنگي و تاريخي آن جامعه را به نمايش گذاشته است. يكي از اين روزها آغاز سال نو خورشيدي است كه از شايعترين آيين هاي جهاني به شمار مي رود و كمتر تمدني را خواهيم يافت که از آن تهي باشد، هر قومي بر اساس تاريخ و فرهنگ و مذهب خود آغاز سال نو را در قالب برپايي مراسم و جشن هاي ملي ومذهبي پاس مي دارد. عيدنوروز و جشن هاي سال نو، در نزد ما ايرانيان با برخورداري از يك فرهنگ و تاريخ اصيل و طولاني و همچنين همزماني آن با حيات هستي و جان گرفتن مجدد زمين ، اين امتياز خاص را به آن بخشيده که از اعياد سال نوي اقوام و ملل ديگر متمايز باشد و آيين باستاني آن فراتر از تجديد خاطره ي يك تمدن بلكه حلقه پيوند گذشته ، حال و آينده است به اين سبب است كه پس از ظهور اسلام در اين سرزمين فضيلت بيشتر مي يابد و در بزرگداشت آيين و مراسم آن تاكيد ورزيده مي شود. گفته شده است آفرينش و هبوط آدم به زمين و همچنين بعثت پيامبر اكرم ( ص ) و امامت حضرت علي ( ع ) نيز در اين روز آغاز گشت و ايرانيان باستان نيز عقيده داشتند كه با آغاز مجدد حيات طبيعت روح رفتگان باز گشته و چند روزي را در سراي دنيوي با بستگانشان مي گذرانند. مجموعه اين عوامل باعث گرديد كه علي رغم گذر ساليان بسيار و سير پر فراز و نشيب تاريخ، نوروز نه تنها در ايران بلكه هر آنجايي كه فرهنگ و تمدن كهن ايران اثري دارد همچنان پايدار واستوار بماند .
ادامه نوشته

عید نوروز چگونه شكل گرفت؟

انسان‏، از نخستین سال های زندگی اجتماعی، متوجه بازگشت و تكرار برخی از رویدادهای طبیعی، یعنی تكرار فصول شد. نیاز به محاسبه در دوران كشاورزی ، یعنی نیاز به دانستن زمان كاشت و برداشت، فصل بندی ها و تقویم دهقانی و زراعی را به وجود آورد. نخستین محاسبه فصل ها، بی گمان در همه جوامع با گردش ماه كه تغییرآن آسانتر دیده می شد صورت گرفت. و بالاخره در نتیجه نارسایی ها و ناهماهنگی هایی كه تقویم قمری، با تقویم دهقانی داشت، محاسبه و تنظیم تقویم بر اساس گردش خورشید صورت پذیرفت. سال در نزد ایرانیان از زمانی نسبتا كهن به چهار فصل سه ماهه تقسیم گردیده است و همان طور كه ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه آورده است آغاز سال ایرانی از زمان خلقت انسان ( یعنی ابتدای هزاره هفتم از تاریخ عالم) روز هرمز از ماه فروردین بود، وقتی كه آفتاب در نصف النهار ، درنقطه اعتدال ربیعی ، و طالع سرطان بود.
ادامه نوشته

تاریخچه لیگ

در اولين دوره ليگ برتر رضا عنايتي از تيم ابومسلم مشهد با به ثمر رساندن گلهای بيشتر عنوان آقاي گلي اولين ليگ حرفه اي ايران را كسب كرد
ادامه نوشته

تاریخچه لیگ

در اولين دوره ليگ برتر رضا عنايتي از تيم ابومسلم مشهد با به ثمر رساندن گلهای بيشتر عنوان آقاي گلي اولين ليگ حرفه اي ايران را كسب كرد
ادامه نوشته

بخون به دردت میخوره!

پروانه ها با پای خود مزه را احساس میکنند ....
ادامه نوشته

باز سازی دنیا:

پدر روزنامه مي‌خواند اما پسر كوچكش مدام مزاحمش مي‌شود. حوصله پدر سر رفت و صفحه‌اي از روزنامه را كه نقشه جهان را نمايش مي‌داد جدا و قطعه قطعه كرد و به پسرش داد. "بيا! كاري برايت دارم. يك نقشه دنيا به تو مي‌دهم، ببينم مي‌تواني آن را دقيقاً همان طور كه هست بچيني؟" و دوباره سراغ روزنامه اش رفت. مي‌دانست پسرش تمام روز گرفتار اين كار است. اما يك ربع ساعت بعد، پسرك با نقشه كامل برگشت. پدر با تعجب پرسيد: "مادرت به تو جغرافي ياد داده؟" پسر جواب داد: "جغرافي ديگر چيست؟ پشت اين صفحه تصويري از يك آدم بود. وقتي توانستم آن آدم را دوباره بسازم، دنيا را هم دوباره ساختم!!!

روایت هایی خواندنی از ژنرالی که هیچگاه سربازی نرفت!

نام:اردشیر، نام خانوادگی: قلعه نویی، نام پدر: محمد، سال تولد: 1342، شماره شناسنامه: 4431، توضیحات: پسر دوم خانواده 9 نفره در خانی آباد تهران. پدرش، محمد، راننده بیابان بود و با «وولویی» که داشت نان حلال بر سر سفره خانواده می آورد. اردشیر هفت ساله بود که خبر دادند پدرش را از دست داده و او بناچار از سن سیزده سالگی شروع به کار کردن و نان درآوردن کرد. ...
ادامه نوشته

سوال های بی جواب

چرا ميگن طرف مثل بچه خوابش برده در حاليکه بچه ها هر دو ساعت يک بار از خواب بيدار مي شن و گريه مي کنن؟
ادامه نوشته

دولت سربداران و تحولات سياسى، اجتماعى و فرهنگى در قرن هشتم

خراسان از ديرباز از پايگاه هاى عمده تشيع در منطقه به شمار مى رفت به ويژه آنكه حضور امام رضا(عليه السلام) و سادات در گسترش فرهنگ تشيع و معارف اسلامى در منطقه كمك شايانى كرد. ...
ادامه نوشته

بدنسازی

بدون كم كردن وزن، سايز كم كنيد
ادامه نوشته

وحيد طالب لو : شايد رفتم پرسپوليس ''''گفتگو با دروازه بان تيم استقلال''''

وحيد طالب لو
ادامه نوشته

ريكاردو ايزكسون دوس سانتوز ليته"، ملقب به "كاكا"، به عنوان بهترين بازيكن سال 2007 فوتبال جهان از سوي فيفا انتخاب شد.
ادامه نوشته

افشین قطبی
ادامه نوشته

زندگینامه

ادامه نوشته

مديرعامل شركت ملي گاز : كاهش فعاليت پالايشگاه گاز بيدبلند1 در فصول گرم سال طبيعي است

سيدرضا كسايي‌زاده - مديرعامل شركت ملي گاز ايران ـ در گفت‌وگو با ايسنا، با بيان اين مطلب اظهار كرد: در حال حاضر مبناي كار مصوبه دولتي مبني بر واگذاري پنج شركت گاز استاني و پالايشگاه گازي بيد بلند1 بخش خصوصي است و اگر قرار به تغيير باشد بايد مصوبه جديد صادر شود كه هنوز به ما ابلاغ نشده است....
ادامه نوشته

آب سنگین چیست؟

ادامه نوشته

انفجار هسته ایی چیست؟

ادامه نوشته

sms 2

11/5 بهمن: به خورشید گفتم خوشگلی، هوا ابری شد. به دریا گفتم زلالی، خشک شد. به کوه گفتم با صلابتی، خرد شد. به تو میگم خوبی؟؟؟ مواظب خودت باش!
ادامه نوشته

SmS

چشم وقتی قشنگه که توش اشک باشه. اشک وقتی قشنگه که توش عشق باشه. عشق وقتی قشنگه که مال تو باشه. تو هم وقتی قشنگی که سهمیِه بنزیِنت مال من باشه
ادامه نوشته

غضنفر مسجد مي سازه، هر كاري مي‌كنه مي‌بينه كسي نمياد اونجا نماز بخونه! يه تابلو ميزنه رو سردر مسجد و مي‌نويسه: نماز صبح، يك ركعت، بدون وضو! غضنفر ميره رستوران، گارسون ميخواد بزارتش سر كار ميگه: غذاي امروز «كوجموتونو تياپوفو ساخارينو گلاسه» با «ليمو» است! غضنفر ميگه: «كوجموتونو تياپوفو ساخارينو گلاسه» با چي؟ يه روز يه قورباغه قرص اكس ميخوره ، كرال ميره از غضنفر پرسيدند: سخت‌ترين روزهاي زندگيت كي بوده؟ ميگه: چهار روز اول عروسيم! ميگن: چرا؟ ميگه: چون خجالت ميكشيدم باد صدادار ول كنم! فهانیه به پسرش میگه: برو براي ناهار از خونه همسایه دو تا نون بگیر، پسره میره و برمی‌گرده ميگه: بابا همسایه نون نداد، اصفهانيه شاكي مي‌شه و میگه: اه اه، خاك بر سر خسیسش كنن، برو از توی یخچال خودمون دوتا نون بیار. ترکه از یه نفر ساعت میپرسه اونم می گه ساعت ۵ ترکه می گه ای بابا از صبح تا حالا از هر کی می پرسم یه چیز میگه ! به غضنفر ميگن با ترجمه جمله بساز، ميگه:‌ انتر جمعه كجا بودي؟ به غضنفر ميگن با خرچنگ جمله بساز، ميگه:‌ كره خر چنگ نزن! به غضنفر ميگن با مايلي كهن جمله بساز، ميگه: مايلي كهنتو عوض كنم؟ به غضنفر ميگن با اتوبوس جمله بساز ميگه اتو بوس کردم لبم سوخت! يه دفعه پليس غضنفر رو ميگيره بهش ميگه کارت ماشين ، گواهينامه ، بيمه ..... غضنفر ميگه بايد با اينها جمله بسازم؟ يك سری بر و بچز وزارت اطلاعت داشتن واسه يك ماموريت خيلي خفن نيرو آماده ميكردن، از بين 1500 تا بهترين مأمورا، يك رشتيه و تركه و تهرونيه رو انتخاب ميكنند واسه تمرينات ويژه. خلاصه اين سه نفر رو يك سال تموم خفن‌ناك آموزش ميدن و آخر سال بهشون ميگن فردا روز آخر آموزشتونه، براي اتمام اين مرحله فردا بايد خانوم هاتون رو هم بياريد سر تمرين. فردا ميشه و اين سه نفر هم دست خانوم رو ميگيرن ميرن دفتر مركزي. بعد يك مدت فرمانده مياد و به خانومها ميگه هركدوم برن تو يكي از سه تا اتاق دست راست، به سربازان هم ميگه كه هركدوم برن تو يكي از اتاقهاي سمت چپ. بعد ميره تو اتاق رشتيه، يك كلت بهش ميده، ميگه: برو تو اتاق شمارة 2، تو چشم زنت نگاه كن، بعد يك گلوله تو مغزش خالي كن بيا بيرون! يارو رشتيه ميره تو اتاق، يك مدت اونتو ميمونه، بعدِ 5-6 دقيقه اشك ريزان مياد بيرون، ميگه: اَوووو.. حاجي شرمندتم... نتونستم. فرمانده هم ميگه: گمشو از جلو چشم... اينجا جاي آدمهاي بي عرضه نيست. نوبت ترکه می شه. همین ماجرا تکرار می شه. ترکه اشك ريزان مياد بيرون، ميگه: حاجي خيلي شرمندم.. هركار ديگه بگي مي كنم ولي ايلده اين يكي از من بر نمياد. فرمانده هم دوباره دو سه تا ليچار بار مردك بدبخت ميكنه و ميره تو اتاق تهرونيه، بهش همون ماموريت رو ميده. خلاصه تهرونيه ميره تو اتاق و بعد دو سه دقيقه يهو از توی اتاق سر وصداي شكستن در وپنجره و جيغ و داد بلند ميشه! بعد يك 5-6 دقيقه سر و صدا ميخوابه، و تهرونيه خوني مالي با لباس پاره پوره ميا دبيرون. فرمانده كف ميكنه، ميگه: چي شد برادر؟! تهرونيه ميگه: والله حاجي فشنگ مشقي گذاشته بودن تو كلت، مجبور شدم با پايه صندلي خانوم رو بزنم تا جون بده!!! از يه لره ميپرسن تو شما آدم مشهور هم هست ميگه آره .... سوفيا لُره ! ، اليزابت تاي لُر ، لُر و هاردی .... يه ماده شيميائی هم هست که اختراع خودمونه بهش ميگن کلُر يه دفعه یه آبادانيه تو بيابون گم مي شه، و داشته از تشنگی مي مرده... خلاصه هی ميگفته آب آب آآآآآ آب... يه دفعه مي رسه به يه چشمه دستاشو ميزنه تو آب مي کشه به موهاش. ميگه آخيــــــــــش ، وُلک راحت شدم تيپ موهام خراب شده بود داشتم مي مردما! سه تا آباداني داشتن براي هم خالي مي‌بستند. اولي مي‌گه: من مثل حضرت علي هستم. با يه دست در خيبرو از جا مي‌كنم. دومي مي‌گه: اين كه چيزي نيست. من مثل حضرت عباسم. با يه ضربه شمشير 100 نفر رو مي‌كشم. سومي چيزي نمي‌گه و زل مي زنه به دريا و ساكت مي‌شينه. دوستاش ميگن: كا... چرا چيزي نمي‌گي؟ ميگه: تا حالا ديدي خدا حرف بزنه؟! يه روز يه مرده پشت موتور گازي نشسته بوده و هي از يه بنز جلو مي‌زده... راننده بنز عصباني مي‌شه و ميزنه كنار و به موتوري مي‌گه: آقا تو چطور از من جلو مي زدي؟ مرده ميگه: ببخشيد... كش شلوارم به آينه بغل شما گير كرده بود! به حیف نان میگن کامپیوتر بلدی ؟ میگه: ای... تا حدودی. میگن خوب حالا کامپیوترو روشن کن ! میگه: اوووووه نه تا این حد!! حیف نان هی با خودش می گفت عجیبه، عجیبه! ازش می پرسن چی عجیبه؟ میگه ۱۰۰ هزار تا تماشاچی ۲۲ تا بازیکن ۳ تا داور!!! میگن خوب این کجاش عجیبه؟ میگه این عجیبه که گنجشکه همه رو ول کرده ری..ه رو من!!! تقویم تاریخ: پانصد سال پیش در چنین روزی رومیان سنگ توالت را اختراع کردند و پنجاه سال بعد ایرانی ها با گذاشتن سوراخی در ته آن، آن را تکمیل نمودند. حیف نان زنگ می زنه رادیو می گه الو آقا اونجا رادیو است؟ مجری می گه بله بفرمایید. می پرسه آقا الان صدای من داره پخش می شه؟ مجری می گه بله بفرمایید. می پرسه: یعنی الان صدای من توی نونایی هم داره پخش می شه؟ مجری عصبانی می شه میگه آره دیگه حرفتو بزن. حیف نان می گه الو اکبر نون نخر مامانت خریده! حیف نان ميره استخر شيرجه ميزنه توي چهار متري، مياد بالا و ميگه: عجب نفسي داشته كاشي كارش! جوک چوپان دروغ گو می میره می ره جهنم ازش می پرسن تو کی هستی؟ می گه دهقان فداکار! حیف نان می ره خونه بخره آقاهه یه خونه بهش نشون می ده می ده این خونه استخر داره، جگوزی داره... حیف نان می گه: عجب! ما قبلا همین طوری ول می دادیم! حالا دیگه جاشم مشخص کردن؟ يه نفر دنبال جاي پارک مي گشت، هرچي بيشتر مي گرده کمتر پيدا مي کنه، بالاخره به خدا مي گه خدايا! اگر جاي پارک پيدا کردم قول مي دم نماز بخوانم، قول مي دم روزه بگيرم... همين طور داشت قول مي داد که يک دفعه يک جاي پارک پيدا مي کنه، مي گه: خدا جان! خيلي ممنون! شما لازم نيست زحمت بکشي، من خودم پيدا کردم. حیف نان با يك سرهنگه سوار هواپيما ميشن حیف نان رو به سرهنگه مي كنه ميگه ببخشيد شما گروهبانيد؟ سرهنگه ميگه نه حیف نان همين سوال رو چند بار مي پرسه. آخر سرهنگه خسته ميشه ميگه بله بابا من گروهبانم حیف نان ميگه پس چرا لباس سرهنگارو پوشيدي؟ یه روز اصفهانیه تو مسابقات رالی شرکت میکنه وسط راه مسافر سوار می کنه!!! این مال 22 بهمنه (که با تاشورا عاشورا و جریان انرژی هسته ای همزمان شده بود): از حیف نان می پرسن مناسبت این 4 روز تعطیلی چی بود؟ می گه والا، مثل اینکه شهادت امام حسین و 22 تن از یارانش به دست صدام صهیونیست و همچنین روز 72 بهمن روز پیروزی انقلاب در صحرای کربلا و فرار یزید خائن از ایران! حیف نون می پرسن سخت ترین کار چیه؟ میگه نمک تو نمکدون ریختن، چون سوراخ هاش خیلی ریزه! فرستنده جوک: 0936xxxx219 و 0935xxxx657 و 0935xxxx361 و 0935xxxx003 حیف نون به پسرش شک می کنه، بهش می گه: ها کن ببینم. پسرش ها می کنه. حیف نون می زنه تو گوشش می گه: کره خر! دختر بازی می کنی؟ فرستنده: 0935xxxx003 حیف نون از دوستش می پرسه: تو کجا به دنیا اومدی؟ دوستش می گه تو بیمارستان. حیف نون می گه: آخی! مریض بودی؟ فرستنده جوک: 0935xxxx829 هنگام نوشيدن آب سه تا بسم الله بگوييد. زيرا در آب سه تا جن وجود دارد: دوتا هيدروجن و یک اوکسي جن! به حیف نون ميگن اگه سردت باشه جه كار مي كني؟ ميگه نزديك بخاري مي نشينم. ميگن اگه خيلي سردت باشه چه كار مي كني؟ ميگه به بخاري مي چسبم. ميگن اگه خيلي خيلي سردت باشه چكار مي كني؟ ميگه معلومه ديگه! بخاري رو روشن مي كنم! یک مهندس مکانیک با یک مهندس کشاورزی ازدواج می کنه. بچشون تراکتور می شه! فرستنده: 09355449428 به حیف نون ميگن: يه ميوه خوشمزه، آبدار و شيرين نام ببر. ميگه: خيار! بهش ميگن: خيار كجاش آبدار و شيرينه؟ حیف نون ميگه: با چايي شيرين بخور، نظرت عوض ميشه! فرستنده: +0915xxxx275 مي دوني چيني ها به دوقلو چي ميگن؟ اين چون اون، اون چون اين! فرستنده جوک: 0935xxxx856 اگه گفتی Love is Your Face یعنی چی؟ یعنی جمالتو عشقه! فرستنده: 0935xxxx858 و 0935xxxx829 مي دوني نصف النهار چيه؟ شامي است كه از نهار باقي مانده. فرستنده: سارا به حیف نون ميگن شنيديم آدم شدي! حیف نون ميگه: نامردا شايعه كردن! فرستنده جوک: 0935xxxx944 می دونی فرق پیردختر با پیرپسر چیه؟ اولی موفق نشده ازدواج کنه. دومی موفق شده ازدواج نکنه! فرستنده: 09355449428 حیف نون دکتر می شه، به مریضش قرص می ده می گه: یکی قبل از خواب بخور، یکی قبل از بیدار شدن! فرستنده لطیفه: 0935xxxx657 گوسفنده مشما مي خوره، شير پاكتي توليد مي كنه! آبشار رژیم می گیره، تف می شه! فرستنده: نازی اصفهانیه به بچه اش میگه: اگه همه نمره هات بیست بشه می برمت پارک تا بستنی خوردن بچه های دیگرو ببینی فرستنده جوک: علیرضا حیف نون ميره خواستگاری. ازش می پرسن چه كاره ای؟ روش نميشه بگه قصاب، ميگه لوازم يدكي گوسفند دارم! عروس وارد يك مجلس می شه، مادرشوهر مي گه: صلی علي محمد ... دشمن جونم اومد. عروس مي گه: عقرب زير قالي ... خواستي پسر نياري! قاضی به متهم: آیا شما یک صندلی به طرف خانمتان پرت کرده اید؟ متهم: بله قربان قاضی: آیا شما از این عمل خودتان پشیمان و متاسف هستید؟ متهم: البته که متاسف و پشیمانم، صندلیه نسبتاًً نو بود فرستنده لطیفه: الیاس حیف نون اسم پيغمبر(ص) يادش ميره، ميگه: بر جمال پاك پدر خانم حضرت علي(ع) صلوات! حیف نون داشته دعا مي كرده: خدایا! يه وانت نیسان بهم بده. و این جمله رو تکرار می کرده. . بعد می شنوه که یک نفر دیگه هم از اون طرف می گه: خدایا يه هزار توماني بهم بده، اونم همیجوری داشته اینو تکرار می کرده. حیف نون دیگه خیلی عصباني مي شه، می گه: بابا بیا اين هزار تومان رو بگير برو، بزار حواسش به ما باشه به ترکه مي گن تا حالا گول خوردي؟ ميگه آدم که گول نمي خوره! گول آدمو مي خوره! دو تا آبادانی به هم می رسن. اولی می گه: جات خالی دیروز رفتم شکار هفت تا خرگوش چهار تا آهو سه تا شیر شکار کردم. دومی میگه: همش همین؟ اولی می گه: بابا، آخه با یک تیر مگه بیشتر از اینم می شه؟ دومی میگه : تازه تفنگم داشتی؟ يك روز دو تا آباداني واسه هم خالي مي بستند. اولي ميگه: ما يه كوه كنار خونه مون داريم كه هر وقت مي گيم جاسم، دو سه بار ميگه جاسم.... جاسم.... جاسم.... دومي ميگه: اين كه چيزي نيست، ما يه كوه داريم كنار خونه مون كه هر وقت مي گيم جاسم، ميگه: كدوم جاسم؟ فرستنده جوک: رویا یه مامور سرشماری تو آبادان میره در یک خونه در میزنه، بچه آبادانیه با یه عینک ریبن به چشمش میاد دم در. یارو می گه: من اومدم برای سرشماری. بچه میگه: کا سرشماری دیگه چیه؟ یارو می گه: بچه جون برو بگو بزرگترت بیاد. بچه میره تو یکی دیگه میاد. اونم نمی دونه سرشماری یعنی چی. میره یکی دیگه میاد. خلاصه چندتا شون میان و میرن، و هیچ کدوم نمی دونن سرشماری یعنی چی، یارو ماموره شاکی میشه می گه: بابا! بگو اصلا همه بیان دم در. آبادانیه می گه: نمی شه. ماموره می گه: چرا؟ آبادانیه می گه: کا، بجون تو هیچ راهی نداره. ماموره می گه: آخه چرا؟ آبادانیه می گه: کا، آخه ما یه ریبن بیشتر نداریم! زن: تموم بچه ها عقلشونو از من به ارث بردن. مرد:... حق با توست، چون عقل من سر جاشه! فرستنده جوک: حمید حیف نون رفته بوده چتربازی. موقع پرش از هواپیما، فرمانده بهش می گه: وقتی پریدی بیرون دکمه سبز می زنی چترت باز میه، یک درصد اگر باز نشد، دگمه قرمز رو می زنی که حتما چترت باز می شه. بعد وقتی رسیدی پایین یک چیپ هم پایین منتظرته که می بردت پادگان. حالا بپر. حیف نون می پره، دگمه سبز رو میزنه چتر باز نمی شه، دگمه قرمز رو میزنه چتر باز نمی شه، می گه اگه شانس ماست، حالا اگر برسیم پایین جیپه هم رفته حیف نون به دکتر خانوادگیشون زنگ می زنه می گه: حال پدرم خوب نیست بیاین و نگاهی بهش بکنید. دکتره میگه: من پرونده بابای شما رو خوب خوندم و می دونم باباتون کاملا سالمه فقط خیال می کنه که مریضه اصلا جای نگرانی نیست. بعد از یک هفته دکتره زنگ می زنه به حیف نون تا حال پدرش رو بپرسه. می گه: خوب، حال پدرت چه طوره؟ حیف نون میگه: والا نمی دونم، فقط از دیروز تا حالا خیال می کنه که مرده! فرستنده جوک: رسول پدری به دخترش میگه: دخترم راجع به پیشنهاد ازدواجی که بهت داده اند خوب فکرهایت رو بکن. دختر گریه کنان میگه: ولی من می خواهم پیش مامانم باشم. پدر: خوب، اونم با خودت ببر عزیزم حیف نون دو تا چراغ قرمز رو رد می کنه. پلیس نگهش می داره، ازش می پرسه چرا پشت چراغ قرمز توقف نمی کنی؟ حیف نون می گه من از یه نفر آدرس پرسیدم، گفت چراغ اولو رد می کنی، چراغ دومو رد می کنی، رسیدی چراغ سوم می پیچی دست راست! فرستنده جوک: محمد زن از شوهرش مي‌پرسه: عزيزم، تو منو دوست داري؟ مرد ميگه: خوب معلومه عزيزم، اگه دوست نداشتم، چطور مي تونستم هر شب بيام خونه پيشت، وقت و عمرم رو تلف كنم؟ یف نون می ره تماشای رقص باله از اول تا آخرش خواب بوده. بعد ازش می پرسن چه طور بود؟ میگه آدمای خیلی خوبی بودن. دیدن من خوابم، رو نوک انگشت راه می رفتن! زن: عزیزم! یادته روز خواستگاری وقتی ازت پرسیدم چرا می خوای با من ازدواج کنی، چی گفتی؟ شوهر: آره، خوب یادمه، گفتم: می خواهم یک نفر را در زندگی خوشبخت کنم. زن: خوب، پس چی شد؟ شوهر: خوب، خوشبخت کردم دیگه. زن: کیو خوشبخت کردی؟ شوهر: همون بیچاره ای رو که ممکن بود با تو ازدواج کنه! فرستنده: رضا از حیف نون می پرسن واحد کمتر از مثقال چیه؟ میگه چس مثقال! فرستنده جوک: بهزاد اولی: امان از دست این زنها! زنم تمام دارائی ام را برداشت و رفت. دومی: خوش به حالت! زن من تمام دارائی ام رو برداشت و نرفت! مادر به پسرش: هیچ خجالت نکشیدی این همه کیک رو تنهایی خوردی، اصلاً هیچ به فکر خواهرت بودی؟ پسر بچه: آره مامان همه اش به فکرش بودم، که نکنه یک دفعه وسط خوردن کیک سر برسه! حیف نون از صدای جیرجیرک خوابش نمی برده، جیرجیرکه رو روغنکاری می کنه! حیف نون می ره عیادت یکی از دوستانش، وقتی می خواد بره به اقوام دوستش که اونجا بودن، میگه: این دفعه مثل دفعه قبل نکنید، که مریضتون مُرد و منو خبر نکردیدها! روباهی به زاغی گفت: چه دمی، چه سری، عجب پایی! زاغ عصبانی شد و گفت: بی‌تربیت! خجالت بکش. اون موقع من کلاس اول بودم. حالا شوهر دارم! دو تا دروغگو داشتن از کنار یک کوه رد می شدن یکی به دیگری گفت: اون مورچه را می بینی که بالای اون کوهه؟ اون یکی هم گفت: کدوم یکی را می گی؟ اون یکی را گه چشمش بازه یا اون یکی که چشاش بسته است؟ فرستنده جوک: هلیا از حیف نون می پرسند: می دونی چرا غواص ها به پشت می پرن تو آب؟ می گه: چون اگه به جلو بپرن می افتن تو قایق! حیف نون می ره دم در آزمایشگاه داد می زنده: پس کی می خواین جواب خون شهدا رو بدین؟ فرستندگان: 0935xxxx839 و 0935xxxx029 از حیف نون می پرسن چه جوری بستنی کیم می خوری؟ می گه می ذارمش لای نون، سیخشو می کشم بیرون! فرستنده: 09354313003 می دونی بزرگترین مجرد بودن چیه؟ از هر طرف تخت که عشقت بکشه می تونی بیای پایین! فرستنده جوک: 0935xxxx657 حیف نون در خونش رو رنگ می کنه، بجه هاش گم می شن! فرستندگان: اسحاق 09355483493 و 0935xxxx839 یه روز سه تا دیوونه رو می اندازن تو یه اتاق دو تاشون مى رقصن، یکیشون هم میگه: سبز - آبى - قرمز ازش می پرسن چرا این جورى می گى؟ میگه من راقص نورم! فرستنده لطیفه: 0935xxxx839

جوک

ز حیف نون می پرسن برای بستن یک لامپ به چند نفر احتیاج داری؟ می گه 3 نفر. می گن چرا 3 نفر؟ میگه: یه نفر میره بالای نردبون لامپ رو بگیره، دو نفر هم از پایین، نردبون رو بچرخونن! حیف نون زنشو بدجوری می زده، ازش می پرسن چی کار کرده که می زنیش؟ می گه اگه می دونستم که می کشتمش! حیف نون با کلید گوشش رو تمیز می کنه، گردنش قفل می شه! به حیف نون می گن: فهمیدی زلزله اومد؟ می گه: نه! من روم اون ور بود! دو نفر تصمیم می گیرند فارسی حرف بزنند. اولی: پا شو! دومی: نمی پاشم! اولی: نمی پاشم چیه؟ باید بگی پاشیده نمی شوم! به حیف نون ميگن از چه لبي خوشت مياد؟ ميگه از لب جوب! حیف نون با خدا قهر می کنه، صبح که از خونش میاد بیرون میگه: به امید بعضی ها‎! حیف نون با احساسات زنش بازی مي كنه، سه هيچ مي بازه! حیف نون مي ره عروسی، تو عروسي برف شادي مي زنن، سرما مي خوره! حیف نون میره WC باد صدادار میده! میاد بیرون می بینه چندتا دختر جلوی در ایستادن. برای اینکه ضایع نشه میگه: اه! بی فرهنگا! شیمیایی می زنن آب نمی ریزن صداش بره!!! حیف نون پول مي اندازه توي صندوق صدقات، بعد سوارش مي شه! حیف نون رفت حج. اونجا نه نماز می خوند، نه طواف می کرد... ازش پرسیدن چرا؟ گفت: به ما گفتن همه چیز با کاروانه! به آقای خوش غیرت گفتن زنت باز امروز با بنز امير آقا رفت بيرون. آقای خوش غیرت ميگه: موندم كه امير آقا چند تا كارت سوِخت داره؟! حیف نون با دوستش دعواش می شه. جمعیت می گن: بزن تو فکش! حیف نون نمی دونسته فک کجاست؟ محکم می زنه تو شکم دوستش! دوستش شکمشو می گیره می گه: آخ فکم!

عسل چیست؟

عسل چیست؟ ماده اصلی آن شهد گلها و گیاهان معطر و شفابخش است که توسط زنبور داران عسل پس از مکیدن ، تغلیظ و تغییر شکل دادن ساخته شده و به عنوان یک غذای خوشمزه و کامل در دسترس انسان قرار می گیرد . عسل یک محصول غذایی مفید و یک اکسیر پر ارزش است که از قرنها پیش به عنوان عالیترین و مقوی ترین غذاها شناخته شده و همچنین به واسطه ویژگی های شفابخش خود به عنوان دارو در دمان اکثر بیماریها در بین تمام ملل کاربرد داشته است . ماده اصلی آن شهد گلها و گیاهان معطر و شفابخش است که توسط زنبور داران عسل پس از مکیدن ، تغلیظ و تغییر شکل دادن ساخته شده و به عنوان یک غذای خوشمزه و کامل در دسترس انسان قرار می گیرد . عسل یکی از هدیه های ارزنده و پرارزش طبیعت می باشد که در قرآن کریم از آن به عنوان فیه شفا للناس ( شفای مردم در آن است ) یاد می کند و پیامبر گرامی صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم و ائمه معصومین علیه‌السلام نیز در زمان حیات خویش بنا به روایات و احادیث متعدد ازآن استفاده می نمودند و خواص شفا بخش آن را در درمان انواع بیماریها یاد آور شده اند . اگر چه در زمان آنها علمی به نام تغذیه وجود نداشته ولی با بینایی کامل خواص غذاها و داروها از جمله عسل را بیان نموده و مردم را در این زمینه آگاه کرده اند . سخنان آنها در رابطه با تحقیقات امروزی نشان می دهد که تطابق کامل بین آنها موجود بوده و تضادی بین آنها نیست . روی همین اصل است که عقیده داریم پیشوایان مذهبی ما عالم به همه علوم وآگاه از تمام فنون و رموز بوده اند . آنچه که مسلم است اهمیت عسل در طب قدیم به مراتب بیشتر از حال حاضر بوده است . ابو علی سینا فیلسوف و بزرگترین شخصیت پزشکی ایرانی ، یکهزار سال پیش در کتاب قانون پزشکی خود نسخه های زیادی بر پایه عسل و موم تجویز می کرده و هم چنین بقراط حکیم پدر پزشکی و بنیانگذار طب یونانی حدود ۲۵۰۰ سال پیش در مورد اهمیت عسل چنین فرموده است : هر داروئی نیز از مواد غذایی درست می شود ، و متقابلا هر غذایی نیز جانشین دارو می گردد . عسل به این هر دو شرط جوابگوست . او به مقدار زیادی از عسل استفاده می کرده و در درمان اکثر بیماری ها از جمله زخم ها عسل تجویز می نموده است . در اکثر کشورهای جهان از جمله شوروی سابق که بزرگترین کشور تولید کننده عسل در دنیاست ، تاکنون تحقیقات زیادی روی فرآورده های زنبور عسل از جمله عسل ژله رویال ، گرده ، موم ، بره موم و زهر زنبور عسل صورت گرفته و خواص پزشکی آنان بوسیله پژوهشهای علمی و نتایج بالینی مورد تایید بسیاری از محققین و پژوهشگران قرار گرفته است . ولی متاسفانه در کشور ما که عسل تولیدی آن منحصر به فرد و در نوع خود بی نظیر است نه تنها به جنبه دارویی آن توجه نشده است بلکه از نظر مصرف غذایی هم مورد کم لطفی قرار گرفته است و این نعمت خدادادی و هدیه آسمانی که به راحتی می توان آن را تولید و در اختیار همگان قرار داد هنوز ارزش واقعی خود را بین سایر مواد غذایی بدست نیاورده و موجب عدم توجه بیشتر مردم به آن گردیده است . به طوریکه هنوز هم مربا ها و قندهای مصنوعی را به این غذای بهشتی و اکسیر حیات که از هر نظر برتری ممتاز و چشمگیری نسبت به همه مواد غذایی و خوراکی داشته و دارد رجحان می دهد که علل اصلی آن عدم شناخت از مزایا و ارزش های واقعی عسل می باشد . اگر ما به عنوان یک درس علمی و طبی به شناخت انواع عسل و میزان قابلیت ها و مواد موجود در آن بپردازیم ، تولید عسل را در سطح کشور پرورش دهیم ، با عسل تقلبی مبارزه کنیم و موارد منع مصرف آن را پیدا نماییم ، آیا به طب ساده ، به اقتصاد کشور و به تعمیق تعالیم اسلامی کمک نکرده ایم ؟ خوشبختانه تحقیق در این مورد هم جالب و هم کم هزینه است . نیازی هم به کمک های خارجی نداشته و یا کمتر دارد . امید است متخصصین امور پزشکی ، داروسازان و محققین کشورمان هم در کنار کاوشها و تحقیقات خود خواص طبی عسل را مد نظر قرار داده تا عسل بتواند جایگاه واقعی خود را در بین سایر محصولات غذایی پیدا کند . ● تاریخچه عسل بدون شک در ابتدا عسل باعث شده است که توجه انسان به سمت زنبور عسل جلب شود . قدیمی ترین اثر تاریخی که به برداشت عسل توسط انسان تعبیر شده است مربوط به هفت هزار سال قبل از میلاد است که در اسپانیا مشاهده گردیده است . این اثر شامل قیافه حک شده یک انسان بر سنگ است که نرد بانی را برای رسیدن به محلی کلنی به کاربرده و ظرفی برای قراردادن شان های پر از عسل به کمر دارد . در حالی که زنبورداران عسل کارگر در اطراف سر او به پرواز در آمده اند . یک اثر نقاشی که از روزگاری بعد از مورد بالا حکایت دارد ، از آفریقا بدست آمده و نشان می دهد که فردی همان عمل را انجام می دهد ، با این تفاوت که او برای دور کردن زنبورداران از دود استفاده می کند . باستان شناسها حکایت می کنند که قبایل بدوی با جمع آوری عسل آشنا بوده اند . عده ای در برداشت عسل از وسایل دود کننده استفاده می کرده اند و عده ای برای داشتن عسل از لانه هایی که در صخره های تیز و مرتفع سنگی و در دره های عمیق قرار گرفته اند جان خود را به خطر انداخته اند . در بعضی از قبایل افرادی به طور منظم تنه تو خالی درختان را بررسی و برای برداشت عسل علامت گذاری می کردند . به نظر می رسد که این نشانه گذاری بیانگر این مطلب بوده است که این درختان مالکیت عام نداشته و همه نمی توانستند از آن استفاده کنند . عسل در زندگی روحانی ، اجتماعی و اقتصادی مصریان باستان نقش مهمی بازی می کرده است . از حکاکیهای بجا مانده در پرستشگاه ها و دخمه های مردگان چنین بر می آید که عسل در آن روزگار اهمیت ملی زیاد داشته است ، در پاپیروس ها به اهمیت دارویی عسل اشاره شده است و در بیشتر داروها مقداری شیر و عسل به کار می رفته است ، مصریان قدیم از نوعی نوشاب که از جو ، عسل و گندم تهیه می شده است به مقدار زیاد استفاده می کردند ، زیرا الکل در دسترس آنها نبود . کتاب مذهبی یهودیان از سرزمین موعود چنین یاد می کند که در آن نهرهایی از عسل و شیر جاری است . در کتاب انجیل مسیحیان از عسل به عنوان مظهر فراوانی و نعمت یاد شده و در طومار بحرالمیت نیز ازعسل نام برده شده ولی از زنبور داری اثری نیست . در یونان باستان نیز عسل یکی از هدایای گرانبهای طبیعت انگاشته می شد . یونانیان تصور می کردند که خدایان چون خوراک بهشتی می خورند فناناپذیر و ابدی گشته اند . آنها تصور می کردند عسل یکی ازاجزای مهم این خوراک بهشتی است.

خواص خوراکیها

مشخصات نان خوب از ديد مصرف كنندگان، يك نان خوب ناني است كه خوش عطر و طعم و تازه باشد؛ خوب تخمير شده باشد و از جوش شيرين يا ساير مواد مضر در آن استفاده نشده باشد...
ادامه نوشته